فضای شنیداری در «مغزهای کوچک زنگ‌زده»

مغزهای کوچک زنگ‌زده

سَیلانِ بی‌امانِ صداها

صحنه‌ی سربه‌نیست‌کردنِ شهره (مرجان اتفاقیان)، نقطه‌ی عزیمتِ مناسبی برای بررسیِ دیالوگ‌گویی در فیلم است. شهروز پارچه‌ای را دور گردن شهره انداخته است و دارد خفه‌اش می‌کند. شهره فریاد می‌زند و کمک می‌خواهد اما در آوایش جز جرجر، نشانی از خفه‌شدن نیست. مونولوگ‌ها کامل و دقیق ادا می‌شوند، بدون ذره‌ای لغزش. کافی‌ست تصویر را ماسکه کنید و به تمنای شهره گوش دهید؛ واقعاً دارد خفه می‌شود؟

خواندن ادامه مطالب

تأملی بر فضای شنیداری «دانکرک»

دانکرک

آه! چه جنگ دل‌نشینی*

دانکرک به ساختارهای رایجِ داستان‌گویی بی‌اعتناست و کوشیده است تا با تکیه بر تصویرها و صداها روایت‌گرِ برهه‌ای — چند روزه اما بسیار مهم — از جنگ جهانی دوم باشد. سه سطح را می‌توان برای فضای شنیداری این فیلم متصور شد: صدای آدم‌ها (گفت‌وگوها و آواهای‌شان)؛ صدای محیط (آمبیانس) و سروصداهای صحنه (صدای پاها، گلوله، انفجار و…)؛ و سطح سوم، موسیقی (که بحثِ اصلیِ ما این یکی‌ست).

خواندن ادامه مطالب