درباره‌ی «خالتور» و واکنش‌های احتمالیِ متعاقب‌اش

خالتور

تلنگری بر پارادایمِ نقدِ فیلم در ایران

 پارادایمِ نقدِ فیلم در ایران هم‌چنان — تا حدود زیادی — وام‌دارِ اندیشه‌های حالا دیگر متزلزل‌شده‌ی مخالفانِ سرسختِ سینمای عامه‌پسند است، مشخصاً تحت تأثیر مکتب فرانکفورت و دو تَن از طلایه‌داران‌اش، تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر. جان‌مایه‌ی تفکرِ تبعیض‌آمیز و دگماتیکِ آن‌دو و موافقان‌شان را می‌شود از این بخشِ مقاله‌ی صنعتِ فرهنگ‌سازی: روشنگری به‌مثابه فریب توده‌ای دریافت: «آثارِ هنریْ زهدطلب و بری از شرم‌زدگی‌اند؛ صنعت فرهنگ‌سازی هرزه‌نگار و جانمازآبکش است.»

خواندن ادامه مطالب

تأملی بر فضای شنیداریِ «دریاچهْ ماهی»

دریاچه ماهی

زیرِ سایه‌ی صدای پَروارشده

 دریاچه‌ ماهی در صداگذاری، ناخواسته، رویکردی فاصله‌گذارانه را برگزیده است. در اغلبِ صحنه‌ها صدای خارجِ قاب (به‌طور مشخص آمبیانس)، سوارِ بر صدای درونِ قاب است و این نقص، حواسِ تماشاگران را پرت می‌کند و از فیلم دورشان. نگارنده فیلم را در پردیسِ سینماییِ کاپریِ گرگان تماشا کرد و با توجه به به‌روزبودنِ کاپری، بعید می‌داند که مشکلِ پیشین از سیستمِ صوتیِ سالن باشد (حتی اگر این مسئله خلافِ واقع باشد فیلم باز هم – در بخشِ صدا – کاستی‌هایی دارد که نمی‌شود به سیستم پخش مربوط‌شان دانست‌). در ادامه، درنگ می‌کنیم بر صدای چند پلان و صحنه‌ی دست‌چین‌شده‌ از این فیلم.

خواندن ادامه مطالب